تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

335

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

بيفتد . و اگر چنين نباشد لا بد ممتنع الوجود بوده و صفحهء وجود ذاتاً از اينكه چنين شىء خبيثى را پرورش دهد امتناع دارد ، پس اصلًا سنخيتى بين او و بين احدى از وجودات نبوده ، پس او علت تامه ندارد ؛ چون وجود ، همه نور است ، و اشراق نور ، نور است گرچه نور نازل و خلاف النور از نور متصور نيست ؛ زيرا جمال جميل ، جميل است و الّا جميل ، جميل نيست . قاعدهء الواحد ديگر از احكام مشتركه بين علت و معلول كه زبانزد محصلين است ، دو قاعدهء : « الواحد لا يصدر منه الّا الواحد » و « الواحد لا يصدر الّا من الواحد » است . و اما بيان قاعدهء اول اين است كه : براى هر معلولى ، وجود يك خصوصيتى در ذات علت لازم بوده و در حقيقت ، آن خصوصيت موجب وجود معلول است . مثلًا بايد در شمس يك خصوصيتى باشد تا آن خصوصيت ، موجب احراق يا موجب نور شود . و همان خصوصيت است كه در هر چيزى پيدا شود معلول ، اشعه و ظلّ اوست . و ظلّ هر چيزى به خود آن چيز قائم است و محال است ظلّ چيزى از چيز ديگرى به وجود آيد . پس ظلّ شىء واحد ناچار بايد واحد باشد و دو ظلّ متعدد از يك شىء موجود نمىشود . پس يك چيز يك وجه داشته و از او يك شىء صادر مىشود . همچنين است در مورد قاعدهء ثانيه كه : شىء واحد كه معلول واحد است ظلّ يك شىء است و متحقق شدن ظلّ واحد از دو شىء مقتضى تحقق اثنينيت است و اثنينيت مناقض با وحدت است ، پس شىء واحد از واحد صادر مىشود ، لا غير . و بالجمله : سنخيت بين علت و معلول شرط بوده چون معلول از ترشحات علت است . و محال است « مترشح » از چيزى غير از سنخ « مترشح منه » باشد . پس يك خصوصيت مناسب بين علت و معلول لازم است و اگر دو شىء متباين از يك مصدر توليد شود ، لازم مىآيد آن مصدر داراى دو خصوصيت باشد كه هر يك از آن دو شىء از يك جهت و خصوصيت توليد شود .